یادداشت محمد قوامی یکی از نخبگان سفیدشهر

یادداشت محمد قوامی از نخبگان سفیدشهری که امروز شنبه ۱۷ آذر ۹۷، به عنوان نیروی وقفی در مرمت چهارطاقی کمک نمود امروز فرصتی فراهم شد تا همراه با کارشناس باستان شناسی شهر زیر زمینی طسمیجان نصراباد ،قسمتهای مختلف این ساختار دستکند را با هم ببینیم.دیدن شهر ها و‌پناهگاههای زیر زمینی در نقاط مختلف دنیا ،احساس […]

یادداشت محمد قوامی از نخبگان سفیدشهری که امروز شنبه ۱۷ آذر ۹۷، به عنوان نیروی وقفی در مرمت چهارطاقی کمک نمود

امروز فرصتی فراهم شد تا همراه با کارشناس باستان شناسی شهر زیر زمینی طسمیجان نصراباد ،قسمتهای مختلف این ساختار دستکند را با هم ببینیم.دیدن شهر ها و‌پناهگاههای زیر زمینی در نقاط مختلف دنیا ،احساس خوب و قشنگی را به انسان منتقل می‌کنه ولی وقتی آنرا از خودت بدانی حکایت،حکایت دیگری خواهد بود.
ناگفته نمونه در مورد فضای حاکم بر اونجا کمی تردید داشتم که خداراشکر خیلی راحت و بدون هیچگونه نگرانی تقریبا مثل آب خوردن با آقا محمد خاکباز و اوستا مهدی رحیمی و جناب خسروخان ابراهیمی و چند تای دیگه انس گرفتیم و همه چیز همونی شد که باید.
وقتی داخل راهروهای شهر زیر زمینی بودم با خودم می اندیشیدم ، خدا میدونه تو این نقب ها و دخمه ها، روزی روزگاری ،مردم چگونه لحظه های ترس و درماندگی خودشونو به شب و شبهاشونو به روز پیوند می زده‌اند..دنیای رمز آلودی توی دالان ها و کریدورهای باریک و کوتاه این پناهگاههای تمام دست ساز احساس میشه. ادم بی اختیار می‌ره به اعماق تاریخ، کافیه تصور کنی سوای این اواخر که از این پناهگاههای موقت شاید برای دوری از گرمای طاقت فرسای تابستونای کویر و یا ذخیره برخی مایحتاج خود و دامهاشون استفاده می‌شده ، در گذشته چطور مجبور بودن خونواده هاشونو با پناه بردن به این دخمه های تنگ و تاریک از گزند زیاده خواهی اجنبی ها دور نگه دارن..بنظر می‌رسه این آخرین سنگر دفاع از کیانشون بوده ،اونها وقتی در نبود دولت و یا حاکمان لایقی که با درایت و تدبیر ، سپر بلاشون در مقابل تهدیدها و تجاوزات باشند دربرابر هجوم همسایگانی که همیشه هم دست بر قضا رسم همسایگی را بلد نبودند از برجها و پادگان‌های نظامی و دفاعی بر روی زمین طرفی نمی بسته‌اند ، به ناچار قلب زمین را عرصه دفاع از همه هستی و‌موجودیت خود می دیده و به آن پناه می‌برده اند.. هنر ،مهارتها و معماری و مهندسی اونها با اون امکانات اولیه شاهکاری بوده در نوع خودش.طوریکه در لابلای کتاب چند هزار ساله تاریخ از ایرانیان بارها و‌بارها در این زمینه به نیکی یاد شده..مردمانی هنرمند ،با ذوق و‌بسیار خلاق که توانایی آن را داشته اند از غیر ممکن ،ممکن بسازند .
کسی بدرستی نمیدونه چرا ،ولی سابقه تاریخی مردمی که در این حوالی می زیسته اند همیشه پر بوده از جنگ و‌تعقیب و‌گریزهای ناجوانمردانه و از بد شانسی اونها هیچ ساختار متمرکزی هم برای دفاع از اونها موجود نبوده. ساختار دخمه ها و راهروهای باریک و چاهک‌های کوچک و بزرگ و انحراف به چپ و راست های زاویه‌دار و هزاران نکته کوچیک و بزرگ دیگه در مورد مهندسی چنین ساختارهای دفاعی ، ورودمهمانان ناخوانده و‌مهاجمین را به داخل این ساختارها غیر ممکن و ‌یا کند میکرده‌…
مردمی که برای مدتی موقت به این ساختارهای دست ساخته می آمده اند به آذوقه و از آن مهمتر به آب و اکسیژن نیاز داشته اند و برای همین منظور می بایست از قبل در این راستا تمهیدی می اندیشیده باشند.
اونها با مهارت تمام ،سعی می‌کرده‌اند در نزدیکی قناتهایشان به این سیستم دفاع شهری مجهز باشند تا از نظر ذخیره آب مشکلی راحس نکنند.
چراغهای پیه سوز سفالی که اغلب با روغن عصارخانه های اون دوره کار میکردند ، روشنایی را به میهمانان این راهروهای تاریک هدیه می‌دادند و اتاقها و راهروهای کوتاه و باریک به دلیل کاهش خطر هجوم های دسته جمعی به داخل این ساختارها تدارک دیده می‌شده.تقریبا برای تمام موارد پیش بینی هایی لازم بوده که بخوبی دیده می‌شده و لحاظ می‌گردیده.
امروزه در دوران معاصر، وقتی اروپایی ها میشنوند که اجداد ما ایرانیها چگونه اختلاف ارتفاع و به تبع آن اختلاف فشار را در حفره های زیر زمینی یا برجهای ساختمانی برای انتقال سیال هوا و حرکت دادن آن به منظور تهویه در کنترل هوش و‌نبوغ خود داشتند ،اشکارا به این واقعیت اذعان می‌کنند که خالق قانون بلز پاسکال در واقع این دانشمند فرانسوی نبوده .او فقط وظیفه داشته آنرا بر روی کاغذ و‌بنام‌خود ثبت نماید تا بعدها هموطنانش به اسم‌او افتخار کنند وگرنه خالق این شاهکار مهندسی فیزیک در عمل ما ایرانیها بوده ایم.
همانگونه که بادگیرهای سطح زمین در نبود وزش باد ،وظیفه تهویه ساختمان را بخوبی انجام می‌داده‌اند ،وجود چاهها و دالان های یو شکل که به سطح زمین راه داشته در واقع همان فایده را برای ساکنین این قلعه های امن زیر زمینی بهمراه داشته اند. این چاهها و‌ چاهک های کوچک و بزرگ با بهره گیری از این واقعیت فیزیکی تهویه درون این ساختارها را بشکلی معجزه وار بعهده داشته اند.
این ساختارها باید مخفی می مانده و قرار نبوده مهاجمین از وجود آنها اطلاعی داشته باشند .
بنابر این ورود و خروج به این سیستم ها نیاز به کلمه رمز عبور داشته و با لهجه ها و گویشهای محلی ،هر نوع ورود و‌ یا خروج افراد به داخل آن و همین طور همه راههای شناخته شده و مخفی آنها در کنترل بوده و در یک کلمه همه این تدابیر برای رعایت محرمانگی و امنیت چنین پناهگاه‌هایی استفاده می‌شده…..
امیدوارم به یاری خدا و با زحمات دوستان هر چه زودتر این پروژه به محلی برای آفرینش اعتبار ،پول و ثروت برای مردمی که لیاقتشان از داشته هایشان به مراتب بیشتر است تبدیل شود….
محمد قوامی
۹۷٫۰۹٫۱۷